و به قبله مینشینیم....
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 15:46
و به قبله مینشینم خسته با حال عجیبی از ته دل مینویسم ، یاری ام کن ای خدای مهربان ، بی تو من تنها ترینم . . .
نمی دانم ....
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 15:44
نمی دانم اگر روزی کوچه علی چپ ، مشمول طرح ترمیم بافت فرسوده شود ، وقتی من و تو پس از مدت ها ؛ یکدیگر را بر حسب اتفاق ببینیم! چه خاکی بر سر خواهیم کرد ....
با یه...
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 0:22
با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش..
دادگاه
-
تاریخ: 1392/4/8 ساعت: 23:49
در دادگاه عشق ، سوگندم قلبم بود : وکيلم دلم و حضار، جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي ، نامم را بلند خواند و گناهم رادوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهايي و مرگ . کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به تو بگويند: "دوستت دارم براي هميشه
زندگی باغی......
-
تاریخ: 1392/4/8 ساعت: 23:48
زند گی باغیست که با عشق باقیست. "مشغول دل"باش نه"دل مشغول". "غصه های ما" از"قصه های خیالی ماست". اگر"فرهاد" باشی همه چیز"شیرین"است.
کمی با من بنشین...
-
تاریخ: 1392/4/8 ساعت: 23:46
کمی با من بنشین تا در آن نقشه جغرافیایی عشق، تجدید نظر کنیم بنشین تا ببینیم تا کجاها مرز چشمان توست تا کجاها مرز غمهای من کمی با من بنشین تا بر سر شیوهای از عشق به توافق برسیم
در این دنیا
-
تاریخ: 1392/4/8 ساعت: 23:43
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند با خودم گفتم:که فردا ترک دنيا مي کنم
پسر....
-
تاریخ: 1392/4/5 ساعت: 17:19
پسر :شنیدم داری ازدواج می کنی ..مبارکه..خوشحال شدم شنیدم.. دختر :مرسی..انشااله قسمت شما.. پسر:می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟ دختر:چی می خوای؟ پسر:اگه یه روز صاحب یه پسر شدی می شه اسم منو بذاری روش؟ دختر:چرا؟می خوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم؟؟ پسر:نه..آخه پسرا عاشق ما...